کورش تو نخواب که ملتت در خواب است ، آرامگه ات غرقه به زير آب است ، اينبار نه بيگانه که دشمن ز خود است ، صد ننگ به ما که روح تو بيتاب است
2007-05-30
2007-05-29
فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري
وبدست بيار چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...
... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري
خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
2007-05-27
شر منده
دوباره دارم پست چند روز را با هم می فرستم
یکی بیاد به من بگه من چی کنم
سر دو راهی موندم
سربازیم فکر کنین امروز بعد کنکورم پس فردای
من چی کنم که بتونم کنکور بدم
راستی دوران سربازی هم فکر کنم بد نباشه
مثل دوران دانشجویی عمران
امروز به من می گن بکن ............................... فردا می گن ما کی بهت گفتیم بکن و می گن که گفته بودیم نکن
زندگی واقعا گذر لحظه هاست .... یکی بیاد جلوش را بگیر
بیخودی می گن درس بخونیم
آخه درس بخونیم که چی بشه ؟! وقتی یک کارگر تو جنوب حداقل ماهی 400 - 500 درآمد داره
ولی یک تحصیل کرده با مدرک لیسانس ماکسیمم ماهی 200-250 حقوق می گیره ؟!
اگر خدا به خواهد می خوام تا دو ماه یا سه ماه دیگه چند تا مقاله بنویسم که حتما بعد از نوشتن اولین جایی که می ذارم همینجا هستش . البته اگر دوستان بذارن که به کارم برسم.
Patagon
فکر کنم این اولین اصطلاحی هست که دارم معنیش را اینجا می نوسیم چون برای خودم هم جالب بود از قرار معلوم پتاگن دروازه اصلی مالی اروپا و آمریکای لاتین هستش که از طریق این برنامه محصولات و تولیداتی که در رابطه با سرمایه گذاری و مالی می باشند از طریق موسسات بهره بانکی هر ناحیه می توانند در دسترس قرار بگیرند معاملات و داد و ستدهای آنلاین می توانند صورت بگیرند و تمام اطلاعات لازم در مورد بازارهای مالی و اقتصادی جهانی می توانند حاصل شوند.
پتاگن در 1997 در بوئینس آیریس (آرژانتین) و توسط دو دانشجو ایجاد شد که 30/000 دلار را با هدف ایجاد سرویسی برای خرید و فروش سهام در اینترنت در اینکار سرمایه گذاری نمودند.
2007-05-19
گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟ گفت : آره سخت نيست ، آسونه. گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه. يه خنجر برداشت . گفتم اين چيه ؟ گفت : سيسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي . خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم ديوونه. اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده
زمان به من آموخت : که دست دادن معني رفاقت نيست ، بوسيدن قول ماندن نيست ، و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
زمان به من آموخت : که دست دادن معني رفاقت نيست ، بوسيدن قول ماندن نيست ، و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

