2008-03-31
Like opening the wound
I'm picking me apart again
You all assume
I'm safe here in my room
Unless I try to start again
I don't want to be the one
The battles always choose
Cuz inside I realize
That I'm the one confused
I don't know what's
worth fighting for
Or why I have to scream
I don't know why I instigate
And say what I don't mean
I don't know how I got this way
I know it's not alright
I know it's not alright
So I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
Tonight
Clutching my cure
I tightly lock the door
I try to catch my breath again
I hurt much more
Than anytime before
I had no options left again
I dont want to be the one
The battles always choose
Cuz inside I realize
That I'm the one confused
I don't know what's
worth fighting for
Or why I have to scream
I don't know why I instigate
And say what I don't mean
I don't know how I got this way
I'll never be alright
So, I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
Tonight
I'll paint it on the walls
Cuz I'm the one that falls
I'll never fight again
And this is how it ends
I don't know what's
worth fighting for
Or why I have to scream
But now I have some clarity
to show you what I mean
I don't know how I got this way
I'll never be alright
So, I'm breaking the habit
I'm breaking the habit
I’m breaking the habit
Tonight
2008-03-21
2008-03-20
2008-03-19
2008-03-17

آلبوم «ترنج» محسن نامجو شامگاه یکشنبه ۱۹ اسفند در تالار ناصری خانهی هنرمندان ایران نقد شد. به گزارش ایسنا، در این مراسم، محمدرضا فیاضی- آهنگساز و نوازنده - در ابتدا از محسن نامجو و تمام هنرمندان گفت و آنها را همانند مثلث دانست كه همهی رأسهای آن با هم در ارتباط هستند. او بر نقش و تأثیرگذاری نامجو اشاره و تأكید كرد: نامجو توانست نوع نگاه به موسیقی سنتی را تغییر دهد. در ادامه، سیدمحمد ساعد - آهنگساز و نوازنده- در حالی سخن میگفت كه حاضران با دست زدن و ایجاد سر و صدا مانع از صحبت كردن او میشدند و خواستار شنیدن حرفهاینامجو بودند؛ اما ساعد گفت: كار نامجو دارای جنبههای مختلفی بود. اول، جنبهی آفرینندهیاثر و بخش دیگر، سلیقهی مردم بود. آشنایی بیشتر با موسیقی، قضاوت درستتر نسبت به درجهی تعالی آن را باعث میشود و همیشه اختلاف نظرهایی از نظر علمی به وجود میآیند. سپس محسن نامجو به روی صحنه آمد و به تكثیر غیررسمی سیدیهایش بهجز آلبوم «ترنج» اشاره و تصریح كرد: خیل عظیمی كه كارهای مرا گوش كردند، میدانند كارهای اجراشده در سیدی «گیس» و «دماوند»، كه اسم آنها را هم شما انتخاب كردید، به صورت سولو و تكنوازیاجرا شدهاند. او خطاب به حاضران گفت: شما با خرید این آثار كه مجوز نداشتند، مرا كشتید كه به همراه آن، صدای من هم كشته شد. اما بعد از سفری كه پیش آمد، توانستم نیمهی پر لیوان را هم ببینم وباور كنم كه كشته شدن صدایم خیلی هم بد نبود. نامجو افزود: سالهای سال در ایران ساز زدم و به خاطرعوامل متعدد، هیچكدام از كارهایم را كامل انجام ندادم؛ اما از پس همهی این نواقص، كارهایی هم تولید شدند. من قصد معروفشدن نداشتم؛ زیرا فكر نمیكردم این كارها تا این اندازه جا باز كنند و مورد حمایت قرار گیرند. او در ادامه گفت: سالهای سال به دنبال شعری گشتم كه شعر كلاسیك نباشد و این طرز خواندن اشعار حافظ و سعدی كار جدیدی بود، كه سالها بر روی آن كار كردم، كه هم آگاهانه بود و هم ناآگاهانه. این خواننده در ادامه افزود: آلبوم «ترنج» حق نوازندههای خود را به جا نیاورده است؛ زیرا همهجاتنها نام من برده شد و این باعث شد حق سایر كسانی كه مرا یاری كردند، پایمال شود و این كاملا ناآگاهانه بود. نامجو با بیان اینكه هر كس كه اعلام كند میخواهد كار نوی انجام دهد، امكان ندارد كه این كاررا انجام داده باشد، گفت: هنگامی كه برای این اشعار، نعره میزدم، نعرههای من آگاهانه نبودند؛ بلكه از دردهایی بودند كه در سینه داشتم و به دانش من مربوط نمیشد. او همچنین بیان كرد: همیشه از موسیقی ایرانی به عنوان موسیقی محدود نام میبردند كه اساتید در آن نوآوری میكردند و مانند جسد مردهای بود كه مبادا در این سطح فراموش شود. اما من اعتقاد داشتم به جای اینكه با تكان دادن، آن را بیدار كنیم، باید به آن لگد بزنیم تا بیدار شود. او در عین حال گفت: پس از این حرفها، نقدها و شمشیرهایی بر سر من فرود خواهند آمد؛اما همهاش را قبول میكنم. وی با اشاره به اینكه انسانی محافظهكار است، گفت: من فقط جایی كه میخواهم موسیقی بنوازم و كار كنم، به هیچ عنوان محافظهكار نخواهم بود. نامجو همچنین در پاسخ به پرسش ابوالحسن مختاباد دربارهی اینكه چرا شعرهای جدی حافظ و سعدی و... را به شوخی میگیرد و آنها را از فضای جدی خارج میكند، گفت: در اینباره نكتهها وجود دارد. این كار فقط به عنوان تجربه و آزمایش انجام شد و من هم هیچ ادعایی از پشت معنای آن ندارم و كاری كه كردم، شامل معیارهای شناختن شعر و شناختن گام است، كه با همتلفیق شدهاند. در ضمن، این تجربهی من بود كه دربارهی اشعار آنها انجام شد و این شاعران متعلق به همه هستند و اگر كسی مدعی این است كه صاحب حافظ و سعدی است، مشتاقم با او بحث كنم تا مشخص شود چه كسی آنها را بهتر میشناسد. او همچنین در پاسخ پیرنیا - آهنگساز كارهای ایرج بسطامی - كه این كار اصلا كار جدیدی نبود و سازهای آن كوك نشده بودند و حتا فالش صدا در آن وجود داشت، گفت: این قطعات قطعاتی بودند كه به عنوان یك اتود ضبط شده بودند و هنوز 80 قطعهی دیگر هستند كه در برخی از آنهاسهتار عمدا از كودك خارج است و تفاوت در نت و استفادهی نوع دیگری از كوكها باعث به وجود آمدن فالش شده است كه همهی اینها عمدا انجام گرفته است، تا كار جدیدی باشد. نامجو همچنین با ابراز نارضایتی از ناشر كارهایش، اذعان كرد: او متعهد شده بود برای این كارهااز وزارت ارشاد مجوز بگیرد؛ اما این كار را نكرد و شخصا این كار را انجام دادم. همچنین خلاف دیگر این بود كه او بدون اجازه از وزارت ارشاد با حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی وارد مذاكره شده بود و با آنها قرارداد امضا كرد. وقتی به ایران بازگشتم،تفاسیر بدی دربارهی من به وجود آمده بود كه خوشبختانه حل شدند؛ اما هنوز هم كه هنوز است، هیچ منفعت مالی در این زمینه ندارم. محمد سریر - رییس خانهی موسیقی - هم در این مراسم اظهار كرد: هدف هنر، ارتباط با مخاطب است و چیزی نیست كه بتوان آن را تفكیك كرد؛ بلكه خداوند آن را در درون و جان انسان قرار داده است و این همه فنون فقط برای این است كه اثر بیشتری در دل شنوندگان بگذارد. وی افزود: جوانی كه بتواند نوآوری كند، اولین قدم در پیشرفت است و پیشرفت دنیا فقط به خاطر تردید بوده است و به نظر من، باید بگذاریم جوانان خلاقیت كنند. همین حضور چشمگیر نشان میدهد این نوآوریها مثبت بودهاند و كارهای آگاهانهای كه انجام میشوند، طبعا میتواند ادامهدار باشد. وی متذکر شد: اگر شعر مولانا، حافظ و یا سعدی با شعرها وتركیبات دیگری كه جوانان بپسندند، تلفیق شوند، قدم فرهنگی خوب و مثبتی خواهد بود. در ادامهی این مراسم، سیدعباس سجادی - مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران - هنر امروز را با دورهی مشروطه مقایسه كرد و گفت: در این مقایسه به نوعی خلاء در جامعه میرسیم كه افرادی چون نامجو در آن رشد میكنند. هماكنون نزدیك به سه دهه است كه از موسیقی فاخر نام میبریم؛ ولی تعریفی از آن نداریم و وقتی همهچیز را سلب كنیم و ایجاد نكنیم، در جامعه خلاء به وجود میآید. سجادی با اظهار گله از اینكه خیلی از استادان موسیقی سنتی در نقدها حاضر نمیشوند، ادامه داد: اگر هم حضور پیدا كنند، صحبت نمیكنند. چرا باید اینگونه باشد، تا در خلأیی كه آنها به وجود میآورند، افرادی مانند نامجو در خلوت خودشان سلب شوند؟ او در پایان متذكر شد: نقد باید جزو فرهنگ ما باشد و باید آن را مطرح كرد، تا با استفاده از آن بتوانیم به جاهای خوب برسیم.
به گزارش خبرگزاری مهر
همراه اول تهرانیها تا پایان هفته به اینترنت مجهز میشود / MMS همراه اولیها راه اندازی میشود
اپراتور اول طی برنامه ریزیهایی انجام گرفته درصدد است تا پایان اسفند ماه جاری شبکه GPRS سیم کارتهای مشترکان خود را در شهر تهران و تا پایان اردیبهشت 87 اینترنت کلیه مشترکان کشور را راه اندازی کند.
به گزارش خبرنگار مهر، شرکت ارتباطات سیار (همراه اول) تا پایان اسفند ماه جاری شبکه GPRS سیم کارتهای مشترکان خود را در شهر تهران برقرار می کند و در اردیبهشت ماه سال 87 هم کلیه مشترکان اپراتور اول در سراسر کشور به این شبکه متصل می شوند.این در حالی است که در ابتدا قرار بود که شبکه GPRS همراه اول از بهمن ماه سال 86 راه اندازی شود ولی به دلیل مشکلات پیمانکاران این کار به تعویق افتاد.شرکت ارتباطات سیار در سال 87 با گرفتن مجوز MMS را هم برقرار خواهد کرد. در حال حاظر تمام مقدمات اجرایی این فناوری ارزش افزوده انجام شده است.براساس این گزارش، یکی دیگر از برنامه های آینده این شرکت تجهیز 300 دفتر خصوصی به SIM CENTER است که بوسیله این دستگاهها تمامی سیم کارتها در ابتدا از نظر فنی چک شده و مورد بازبینی قرار می گیرند و در صورت وجود هرگونه اشکال فنی ودیعه مشترکان به آنها عودت داده می شود و مشترک در اولین واگذاری سیم کارت، یک سیم کارت جدید دریافت می کند.
2008-03-12
2008-03-09
2008-03-05
EnaBle V.1.0.5
این هم ورژن جدید از برنامه Enable که برای فعال کردن TaskManager و Regedit و FolderOption می باشد.
Size : 16.1 KB
Type Of File : ZIP archive
2008-03-02
لالا لا لا همه در خواب نازن
دیگه چیزی ندارن تا ببازن
بخواب آروم نه اینكه وقت خوابه
بخواب ای گل كه بیداری عذابه

تکيه بر ديوار کردم
خاک بر پشتم نشست
دوستي با هر که کردم
عاقبت قلبم شکست
آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند
بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي كند
عشق يعني دستهايم ماله توست
چشمهاي خسته ام دنبال توست
عشق يعني ما گرفتار هميم
دوستدار هم طرفدار هميم
هرچه ميخواهد دلش آن مي كند
ميكشد مارا و كتمان ميكند
عشق غير از تاولي پر درد نيست
هركس اين تاول ندارد مرد نيست
آمدم تا عشق را معنا كنم
بلكه جاي خويش را پيدا كنم
آمدم ديدم كه جاي لاف نيست
عشق غير از عين و شين و قاف نيست
هر وقت تو زندگي به يه در بزرگ که يه قفل بزرگ روش بود رسيدي ، نترس و نااميد نشو
چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي ذاشتن













